دانشجو چیست؟و بر چند نوع است؟

دانشجو موجودی است دو پا و پر از شور و شر جوانی (البته اگه 8-7 سال پشت کنکور نمونده باشه و گیساش سفید نشده باشه). بعضی از این  دانشجویان جوان که یه کم بی ظرفیتن از همون روزهای اول میرن تو خط عشق و عاشقی و بعد از یه شکست عشقی دنیا جلو روشون تیره و تار میشه. بعضیها هم بعد از شکست عشقی قصد خودکشی میکنند البته خیلی هاشون جرات این کارو هم ندارند.

اجازه بدین از یه دید دیگه دانشجوها رو تقسیم بندی کنیم:

1)      اونایی که همیشه تو پیست هستند و خر میزنند و لقب بچه خرخون رو یدک میکشند.

2)       اونایی که متعادل ترند و در کنار درس به خیلی چیزهای دیگه هم می رسند.

3)      اونایی که در کنار همه تفریحات و کارهای متفرقه گاهی اونم شب امتحان نگاهی به درس و مشقاشون میندازند.

دسته اول که تکلیفشون معلومه :

برنامه روزانه : دانشگاه – اوقاتی که کلاس ندارن کتابخانه و پیش مطالعه درس ساعت بعد- وقتی که هم تو خوابگاه هستند مشغول خر زدن هستند و تو سالن مطالعه هم میخوابند. این دسته فقط و فقط به فکر درس هستند و بس. آخر ترم هم معمولا با نمرات بالا درساشون رو پاس میکنند البته بعضیها هم با این همه خوندن نتیجه مطلوب نمی گیرند و حتی امکان افتادنشون هم هست.

اما دسته دوم :

در ضمن اینکه به درساشون میرسند به فکر تفریح و گردش و کارهای مفید دیگه هم هستند . مثلا کلاسهای مختلف. مثل دسته اول فقط عشق درس نیستند. میرن کوه، اردو، پارک، استادیوم و سینما و . .

آخر ترم هم معمولا از ترمی که گذشت راضیند مگه اینکه استاداشون ضدحال باشند.

دسته سوم که بیش از 50% دانشجوها رو در بر میگیره. کلا بی خیال درسند. چون خودم و دوستان هم کلاسیم از این دسته بودیم میتونم در مورد این دسته بیشتر نطق کنم.

تازه بعد از یکی دو هفته بعد از شروع رسمی سال تحصیلی کم کم تو دانشگاه میتونی ببینیشون. هفته های اول که کلاس رفتن زیاد مهم نیست براشون. اگه هم تونستند و آمارشو جواب میداد کلاسم تعطیل میکنند. اگه هم که نرسه میرن نمازخونه و یه چرت باهال و از غیبتهای مجاز و غیر مجازشون استفاده میکنند. وقتی هم که کلاس ندارند میرن کتابخانه البته برای روزنامه خوندن و بعضیها هم که میرن سایت و .... .

البته میشه این اوقات فراغت رو با گشتن تو دانشگاه هم صرف کرد.

اما سر کلاس که بعضیها خوابند و بعضیها هم با موبایلشون بازی میکنند و بعضیها مثلا به درس گوش مدهند.

اما تو خوابگاه. سریالی نیست که از زیر دستشون رد بشه. همچنین مسابقه فوتبال. یا میرند سینما و یا فیلم میگیرند و تو خوابگاه سینما میزنند. گردش و تفریح همه روزه هم که براهه. اگه کسی حوصله داشته باشه یکی دو ساعت مطالعه غیر درسی هم میکنه. اوایل که ما خوابگاه بودیم باید ساعتها در صف تلفن وایمستادیم تا یه تماس بگیریم که بعدها به لطف ایرانسل این صف برچیده شد.

اما جمعه ها باید تو خوابگاه باشی و ذوق این نوع دانشجوها رو تو درست کردن غذاهای عجیب و غریب ببینی. البته این غذاهایی که خودمون درست میکردیم مسلما از دمپایی و خورشت راگو که بهمون میدادند خیلی خوردنی تربود. (اینو فقط واسه این دسته گفتم چون دسته اول و دوم معمولا از غذا درست کردن فرار میکنند)

دیگه همینقدر فکر کنم بس باشه.

من که گفتم جزء دسته سومیها بودیم. شما جزء کدوم دسته اید؟

منبع:http://jafar2007fath.blogfa.com

http://1379fateme.blogfa.com